488 بازدید ::: 2:34 ::: ۱۴۰۴/۱۱/۱۵

روش هایی برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان

پیش نیازهای تربیتی مسئولیت پذیر کردن فرزندان

برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان چند پیش نیاز وجود دارد.

  •  اول باید این پیش نیازها را برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان رعایت کنید

برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان و این که فرزندان، مراحل رشد خود را به خوبی بگذرانند، لازم است والدین شناخت درستی از فرزند خود و مرحله ای که می گذراند داشته باشند. برای این کار از کتاب های مربوط به رشد کودک کمک بگیرید تا در هر مرحله ی سنی، بدانید فرزندتان چه توانمندی هایی دارد و بر این اساس، بدانید چه انتظاراتی می توانید از او داشته باشید. به علاوه، فرزند خود را محک بزنید. مشاهده گر خوبی باشید و توانمندی های فرزند خود را کشف کنید. وقتی می بینید از عهده ی کاری برمی آید، آن را به او بسپارید و مشوقش هم باشید، تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند؛ البته نباید زیاده روی کنید. کودک را به نقطه ای نرسانید که برای گرفتن تشویق شما، دست به کارهایی بزند که برای او سنگین و زود است.

  • برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان نبودن پیامد را در نظر بگیرید

وقتی کاری را به فرزند خود می سپارید، در واقع مسئولیت آن را هم به او  سپرده اید. لازم است فرزندتان این موضوع را درک کند. در نتیجه، اگر آب دادن به گل های باغچه برعهده ی اوست و این کار را فراموش کرده است یا از زیر آن در می رود، باید پیامدی به جای او انجام بدهید. فرزندان خیلی زود یاد می گیرند اگر کمی غر را تحمل کنند، می توانند به کارهای مورد علاقه ی خود برسند و مسئولیت هایشان را به گردن دیگری بیندازند.

  •  برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان به مسئولیت های جدید پاداش دهید

کارکرد پاداش زمانی است که به جز مسئولیت فرزندتان کار تازه ای به آنها سپرده شود یا والدین کار جدیدی را به آنان بیاموزند. در این موارد، وقتی فرزندان توانمندی های خود را نشان می دهند، پاداش می تواند مشوق خوبی باشد. اما وقتی فرزندان از زیر مسئولیت ها شانه خالی می کنند یا رفتار نادرستی دارند، نباید برای متوقف کردن آنها پاداشی تعیین کرد. این راه مناسبی برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان نیست؛ چرا که در واقع با این کار، برای تمامی رفتار نامناسب به او باج می دهید و به طور ضمنی به او می آموزید برای پاداش گرفتن، اول رفتار نادرستی انجام دهد و بعد برای تمام کردن آن، طلب پاداش کند.

  • ثبات و قاطعیت داشته باشید

در سپردن مسئولیت به فرزند خود، باید ثبات و قاطعیت داشته باشید. اگر قرار است، از این به بعد، آماده کردن کیف مدرسه برعهده ی خودش باشد، باید همیشه همینطور باشد، نه این که به حال و حوصله ی شما بستگی داشته باشد. همچنین وقتی برای ترک کاری که به عهده ی او گذاشته اید پیامدی تعیین می کنید، باید روی حرف خود بمانید و به دلایل گوناگون حرف خود را عوض نکنید. وقتی مسئولیتی را به فرزند خود می سپارید و برای انجام ندادن آن می خواهید پیامدی در نظر بگیرید، به همه ی جوانب آن فکر کنید.

مسئولیت پذیر کردن فرزندان

راهکارهایی برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان 

برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان می توانید از همین الان شروع کنید. راهکارهای زیر حتما برای این شروع به کارتان می آید.

لیست داشته باشید

برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان لیستی از کارهای مربوط به فرزندتان، که هر روز انجام می شود، تهیه کنید. با رنگ های متنوع یا علامت مشخص کنید کدام کارها را خودش انجام می دهد و کدام کارها را شما انجام می دهید.

اولویت بندی کنید

اگر در بین کارهایی که شما انجام می دهید مواردی وجود دارند که خودش از عهده ی آن ها برمی آید، این را اولویت بندی کنید و به تدریج، آنها را به خودش بسپارید.

نظر خودش را هم بپرسید

سعی کنید کارهای ساده و کوتاه مدت را بین بچه ها تقسیم کنید. برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان، نظر خودشان را می توانید بپرسید، البته به شکل انتخاب؛ «تو مسئولیت چیدن میز را قبول می کنی یا جمع کردن میز؟» اگر بپرسید «از این به بعد تو میز را می چینی؟» ممکن است جوابشان «نه» باشد.

به او اختیارات دهید

حتی از سنین پایین، می توانید حق انتخاب به فرزند خود بدهید و مسئولیت پذیری را در او تقویت کنید. بگذارید بازی، لباسی که می خواهد بپوشد، غذا و… را خودش انتخاب کند. در همه ی کارهای او دخالت مستقیم نداشته باشید.

سخت گیر نباشید

در ابتدا شاید لازم باشد زیاد سخت گیری نکنید. به خصوص در مورد کودکان کم سن، اول کارها را شکل بازی انجام دهید. مثلا این که برای جارو کردن، دکمه ی خاموش و روشن را بزند یا برخی وسایل را از سر راه بردارد. بعد از مدتی، از او کمک بخواهید و بعد، وقتی دیدید خودش از عهده ی کار برمی آید، آن را به او بسپارید.

تشویق کنید

وقتی فرزندتان کارهایی را که بر عهده گرفته است انجام می دهد، حتما او را به صورت کلامی تشویق کنید.

بی مسئولیتی را نادیده نگیرید

برای انجام نشدن کارهایی که به عهده ی فرزندتان می گذارید، پیامدهای متناسب تعیین کنید. پیامد باید هم آنقدر مهم باشد که فرزندتان بدان اهمیت بدهد و هم آنقدر بزرگ نباشد که احساس کند بی انصافی است. بر سر حرف خود بمانید و پیامدها را به هر حال اجرا کنید. در جواب اصرارها می توانید بگویید: «قرارمان این بود که اگر لباس هایت را روی زمین بریزی، بازی رایانه ای نداشته باشی. امروز که انتخابت این بود و دیگر خبری از بازی نیست. ببینم فردا چه می کنی.

مسئولیت پذیر کردن فرزندان

نیاز اول کودکان 

دلبستگی ایمن به دیگران

علی و مینو پنج سال است بچه دار شده اند. علی همیشه با فشارهای کاری اش به خانه برمی گردد. بعضی وقت ها استرس ها آن قدر شدید است که حوصله ی «مبینا» دختر پنج ساله اش را ندارد. مبينا نمی داند پدرش چه جور آدمی است. بعضی وقت ها على او را کاملا در آغوش می گیرد و «دختر نازم، دختر نازم» برایش می خواند و بعضی وقت ها هم با بی حوصلگی و توپ و تشر او را از خودش می راند. مینو نگران است این رفتارهای متناقض على اثری منفی روی مبینا بگذارد. دلبستگی یکی از نیازهای اساسی بچه هاست. بچه ها به والدینی با محبت و باثبات محتاج اند که در حضور آنها احساس امنیت کنند. اگر شما والدینی هستید که رفتارتان قابل پیش بینی نیست، نیاز به ثبات را در بچه ها فراهم نمی کند. اگر نیاز به محبت را در او ارضا نمی کنید، اگر به اصطلاح با کودک خودتان «سرد» هستید، نیاز به محبت را در او ارضا نمی کنید. اگر بچه ها را طرد می کنید در آنها این حس پیش می آید که موجودات ناقص یا شرم انگیزی هستند و در نهایت نمی خواهید با آن ها رابطه نداشته باشید و در انزوای خودتان زندگی می کنید. نیاز به تعلق در بچه ها برطرف نمی شود. همان طور که گفته شد، دلبستگی فقط یک نیاز نیست. باید توجه داشت اگر نیازی برآورده نشود یکی از باورهای اساسی زیر در بزرگسالی در بچه ها شکل می گیرد:

من رها شده ام

اگر بچه ها والدین باثبات یا بامحبتی نداشته باشند، جوری که احساس کنند والدینشان نمی توانند به خوبی به آنها محبت کنند، در بزرگسالی آدم های متعادلی نمی شوند. در آنها این باور شکل می گیرد که هر لحظه ممکن است اطرافیانم مرا رها کنند و به یک نفر دیگر علاقه مند شوند.

دیگران به من محبت نمی کنند

اگر بچه ها در کودکی از محبت، همدلی (گوش داده شدن و ادرک شدن) و حمایت (مثلا راهنمایی گرفتن) محروم شوند در بزرگسالی همیشه خیال می کنند دیگران آدم های بی محبتی هستند، حتی اگر خلافش ثابت شود. آنها حس می کنند در اولین فرصت مورد سوءاستفاده روانی دیگران قرار می گیرند مثلا تحقیر می شوند، و یا آنها را دست می اندازند.

من آدم ناقصی هستم که از وجود خودم شرمگین ام

اگر والدین بچه ها را طرد کنند، آنها در بزرگسال درصدند که «من آدم ناقص، بد، حقیر یا بی ارزشی هستم.»  حالا اگر خودشان را در معرض نگاه دیگران قرار دهند حتما آنان از نقص شان خبردار می شوند. و گاهی این نقص ظاهری است مثلا آنها فک می کنند  ظاهر جذابی ندارند یا نقصشان درونی است مثل خودخواهی.

من وصله ی ناجور جهان ام

والدینی که خودشان منزوی هستند و با دیگران ارتباط ندارند این باور را در بچه ها شکل می دهند که «من وصله ی ناجور جهان ام» و به هیچ گروهی احساس تعلق نمی کنند. برای همین معمولا آدم هایی منزوی می شوند.

مسئولیت پذیر کردن فرزندان

نیاز دوم کودکان 

نیاز به استقلال و احساس خودکارآمدی

طاها و عاطفه پسری هفت ساله به نام شایان دارند آنها هیچ وقت نمی گذارند شایان دست به سیاه و سفید بزند. عاطفه همیشه بند کفش های شایان را می بندد، همیشه برایش کاردستی های مهد کودک را انجام می دهد و هر وقت هم خودش کاری را انجام می دهد، جوری با او برخورد می کنند که انگار کارش را ناقص انجام داده است. شایان هیچوقت حتی در حضور پدر و مادرش اجازه ندارد خرید کوچکی انجام دهد یا برای چند دقیقه در کوچه بازی کند.

دومین نیاز اساسی کودک، نیاز به تأیید استقلال، باکفایتی و هویت جداگانه اش از طرف پدر و مادر است اگر خانواده ها اعتماد به نفس دهند، بیش از حد از بچه ها محافظت کنند، بچه ها را به کارهای بیرون از خانه تشویق نکنند، یا هر کاری را که بچه ها انجام می دهند تایید نکنند این باورها در بچه ها شکل می گیرد.

من از پس خودم برنمی آیم

اگر نیاز به استقلال در بچه ها تأمین نشود، در بزرگسالی به این باور می رسند که بدون کمک جدی دیگران نمی توانند  از پس  مسئولیت های خودشان برآیند و به اصطلاح گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند. مثلا آنها حس می کنند نمی توانند خودشان به تنهایی تصمیم های مهم زندگی شان را بگیرند، درآمدی کسب یا مشکلات دیگرشان را حل کنند.

من بدون دیگران هیچ ام

بچه هایی که خود جداگانه شان هیچ وقت از طرف پدر و مادر تأیید نشده باشد، معلوم است در بزرگسالی هم همیشه فکرشان پیش دیگران است. آنها حس می کنند بدون دیگران نمی توانند زندگی کنند. مثلا من بدون همسرم هیچ ام یا اگر مادرم نباشد نمی توانم زندگی کنم.

فاجعه ای در راه است

آدمهایی که هیچوقت کارآمدی شان تایید نشده است معلوم است که در بزرگسالی همیشه از خطر می ترسند. حالا این خطر می تواند پزشکی باشد؛ مثل سرطان، یا هیجانی باشد؛ مثل از دست دادن کنترل یا محیطی مثل زلزله یا تصادف.

من همیشه شکست می خورم

بچه هایی که هیچ وقت استقلال شان تأیید نشده، ممکن است در بزرگسالی همیشه فکر کنند پیشاپیش شکست خورده اند. آنها خودشان را آدم های کم هوش و استعداد و بی کفایت می دانند که همیشه از هم سن و سال های خود عقب اند

دست کم گرفتن

خطای بسیاری از والدین در این است که فرزند خود را دست کم می گیرند. فکر می کنند از عهده ی کارهای ساده هم برنمی آید. برای مثال، بسیاری از مادران مسئولیت جمع کردن، آویزان کردن و مرتب کردن لباس ها را تا سال ها بر عهده ی فرزند خود نمی گذارند و ناگهان در نوجوانی، به یاد می آورند فرزندشان خودش باید همه ی این کارها را انجام دهد، یعنی درست در دورانی که فرزندان کمترین حرف شنوی را دارند. به همین دلیل هم اغلب مشاجراتی بر سر این موارد در خانه اتفاق می افتد.

مسئولیت پذیر کردن فرزندان

انتظار بیش از حد

پدر و مادرانی نیز هستند که بیش از توان و سن فرزند خود، از او توقع دارند. والدینی که نگهداری از نوزاد چند ماهه را به عهده ی فرزند هفت ساله ی خود می گذارند، احساس مسئولیت سنگینی را بر دوش او قرار می دهند که به دلیل سن و توانمندی کم، احتمال شکست در این کودک زیاد است. بدین ترتیب، ریشه ی اضطراب را در دل فرزند خود می کارند و احساس گناه را در او بالا می برند.

وقت زیاد است

برخی والدین هم توانایی های فرزند خود را می بینند، با این حال، فکر می کنند نباید به او سخت گرفت یا نباید کاری کرد زندگی به او خوش نگذرد. آنها فکر می کنند بهتر است فرزند خود را فعلا به حال خود رها کنند تا بالاخره روزی، وقتی بزرگ شد، خودش متوجه شود باید کارهایی را برعهده بگیرد. بسیاری از این والدین می گویند «حالا بچه است. وقتی بزرگ شد آن قدر وقت برای کار کردن دارد، خودش به موقع یاد می گیرد.» اما اتفاقی که معمولا می افتد این است که این فرزندان، به ندرت به والدین خود می گویند: «خب، دیگر کافی است. من خودم از این لحظه به بعد همه ی مسئولیت ها را بر عهده می گیرم.» معمولا این فرزندان، در خود توان بر عهده گرفتن را نمی بینند.

تحمل ناکامی

برخی والدین، به این دلیل مسئولیتی را بر عهده ی فرزند خود نمی گذارند که می ترسند سرخورده و ناکام شود. آنها همه چیز را مهیا می کنند تا فرزندشان طعم ناکامی را نچشد. حتی در همه ی موارد به جای او تصمیم می گیرند. رویکرد مهربانی به نظر می رسد، اما برای لحظه ای، زمانی را به یاد بیاورید که فرزندتان قرار بود راه رفتن رابیاموزد. اگر از ترس این که زمین بخورد، همیشه او را در آغوش می گرفتید، هیچوقت، راه رفتن را می آموخت؟ به علاوه، تا چه موقع می توانید او را از هر ناکامی دور نگه دارید؟ اگر از حالا یاد نگیرد چه طور با ناکامی ها کنار بیاید و چطور در مواقع شکست، به جای ناامید شدن، راه تازه ای در پیش بگیرد، در نتیجه در بزرگسالی و در برابر ناکامی های مهم تر موفق نخواهد شد.

 

توجه داشته باشید راهکار های مطرح شده برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان در این مقاله، صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با مشاور خانواده مشورت کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *