335 بازدید ::: 6:56 ::: ۱۴۰۴/۱۱/۱۵

آشنایی با اختلالات شخصیتی

اگاهی از اختلالات شخصیتی

اختلالات شخصیتی عبارتند از مجموعه اختلال‌ های روان شناختی که ویژگی اصلی آن‌ها رفتارهای خشک و غیرقابل انعطاف است. این رفتارها به اشخاص آسیب می‌رساند، چون مانع سازگاری آن‌ها با الزام‌های زندگی روزانه می‌شود و روابط آن‌ها را با دیگران مختل می‌سازد.

ویژگی های اختلالات شخصیتی

گرچه به دلیل گسترده بودن طیف اختلالات شخصیت، افراد مبتلا خصوصیات متنوعی را نشان می دهند، اما چند ویژگی در همه افراد مبتلا به انواع گوناگون این اختلالات وجود دارد. این ویژگی ها عبارتند از:

  • خودمحوری: افراد مبتلا به این اختلال شخصیتی به کرات از جملاتی نظير من می خواهم» ، «من دوست دارم» و … استفاده می کنند. فرد دارای سلامت شخصیت هنگام تصمیم گیری به همان اندازه که نیازها و خواسته های خودش را در نظر می گیرد، نیازها و خواسته های دیگران را نیز مد نظر قرار می دهد، اما افراد مبتلا به اختلال شخصیت فقط و فقط به خواسته های خودشان فکر می کنند و بر مبنای آن تصمیم می گیرند. این رفتار در روابط این افراد نیز مشهود است. آنها زمانی با کسی رابطه برقرار می کنند که حس کنند این رابطه برایشان منفعت دارد و زمانی که تصور کنند رابطه دیگر برایشان سودی ندارد، به راحتی به آن خاتمه می دهند. نپذیرفتن مسئولیت شخصی برای رفتارهای نامطلوب افراد مبتلا به اختلال شخصیت تقریبا هیچ گاه مسئولیت رفتارهای نابهنجار خود را نمی پذیرند. آنها دیگران را سرزنش کرده، کارهایشان را توجیه می کنند، ادعا می کنند که سوء تفاهمی پیش آمده، و سپس چنین وانمود می کنند که قربانی شرایطی که در آن قرار دارند، هستند. افراد مبتلایی که به طرف مقابل شان آسیب جسمانی می زنند، معمولا فرد قربانی را مقصر می دانند. برای مثال، می گویند: «تقصیر خودت بود. چرا این قدر مرا عصبانی می کنی که مجبور شوم دست رویت بلند کنم؟» این جنبه از اختلال شخصیت به ویژه هنگامی که فرد مبتلا والد باشد، بسیار آسیب زننده است. این گونه والدین به خاطر بد رفتاری ها و بی توجهی هایشان فرزندانشان را توبیخ می کنند. آنها به فرزندانشان می گویند که مسئول افسردگی، بیکاری، فقر، خشمگینی و دیگر مشکلات والدینشان هستند.
  • توجیه خویشتن: افکار، احساسات و رفتار افراد مبتلا به اختلال شخصیتی، بهنجار نیست، با این حال، آنها همه رفتارهایشان را توجیه می کنند. از آنجایی که تصور می کنند قربانی شرایط جامعه با دیگران هستند، به خود حق می دهند که از دیگران سوء استفاده کنند، دیگران را فریب دهند و با آنها بدرفتاری کنند. افراد بهنجار در اکثر مواقع نمی توانند توجیهات آنها را بپذیرند.
  • عواطف و احساسات سطحی: احساسات و هیجان های افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی، سطحی و متغیر است. این افراد نمونه بارز جمله «امروز عاشق است و فردا فارغ» هستند. از آنجایی که خیلی زود ناراحت می شوند، ممکن است در عرض چند لحظه عشقشان تبدیل به نفرت شود و همسر خود را چنان مقصر بدانند که بدون هیچ توضیحی وی را برای همیشه ترک کنند.
  • متعهد نبودن به اخلاقیات: افراد مبتلا به اختلال شخصیتی با افتخار و به کرات جمله «من هرکاری که بخواهم انجام می دهم» را به کار می برند و در عمل هم برای رسیدن به اهدافشان از هیچ کاری رویگردان نیستند. آنها مرزهای فردی و اجتماعی محدودی برای خود قائل هستند و به جمله «هدف وسیله را توجیه می کند» اعتقاد دارند.
  • روابط اجتماعی نامطلوب: هیچ کس نمی تواند با افراد مبتلا به انواع اختلالات شخصیتی رابطه ای آرامش بخش، خوشایند و طولانی مدت داشته باشد. ناتوانی این افراد در درک احساسات و نیازهای دیگران و احترام گذاشتن به آنها موجب می شود افرادی که با آنها رابطه دارند، احساس استرس و ناراحتی کنند. به طور کلی این افراد از برقراری رابطه سالم با دیگران ناتوان هستند.
  • متناقض بودن گفتار و رفتار: یک فرد صادق کسی است که بین گفتار و رفتارش هماهنگی تقریبا کاملی وجود دارد. زمانی که شخصی چند بار به شما قولی می دهد و هر بار به تعهدش عمل می کند، این کار وی موجب می شود که اعتماد شما به او بیشتر شود. در افراد مبتلا به اختلال شخصیتی به دلیل عواطف سطحی و عدم پایبندی به مسائل اخلاقی، اختلاف میان حرف و عمل بسیار زیاد است. این مطلب در طولانی مدت سبب از بین رفتن اعتماد شریک زندگی نسبت به فرد می شود.
  • عدم نیاز به تغییر: چون اختلالات شخصیتی، الگوهای پایداری از افکار و رفتار هستند که معمولا از سنین کم دوران نوجوانی آغاز شده اند، فرد به آنها عادت کرده و دلیلی برای تغییر دادن خود نمی بیند. از افراد مبتلا آنها کاملا سالم هستند و این دیگرانند که باید خود را تغییر دهند.تشخیص اختلالات روانی، مانند بیماری های جسمانی کار افراد عادی نیست. همان طور که ما برای رفع مشکلات جسمانیمان به پزشکان متخصص مراجعه می کنیم برای برطرف شدن شک و تردیدمان و آگاهی از سلامت شخصیت همسر آینده مان نیز باید به متخصصان سلامت روان مراجعه کنیم. روان شناسان و مشاوران از طریق مصاحبه و آزمون های روانی می توانند به وجود این اختلالات و نوع آن پی ببرند. ما باید این نکته را نیز مدنظر داشته باشیم که همه افراد دارای ویژگی هایی هستند که ممکن است از نظر ما پسندیده نباشند، تنها در صورتی این ویژگی ها مشکل جدی ایجاد می کنند که به صورت مداوم مشاهده شوند و جزئی از رفتار عادی فرد باشند.

نکته آخر اینکه هیچ یک از انواع اختلالات شخصیتی به خودی خود و بدون درمان بهبود نمی یابند

اختلالات شخصیتی

حقایقی درباره زندگی با افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی

اختلال با ثبات و پایدار

فرد قربانی (همسر شخصی که به اختلال شخصیتی مبتلا است) موجب به وجود آمدن این مشکل در همسرش نشده است. از آنجایی که افراد مبتلا به اختلال شخصیتی، مشکل خود را قبول ندارند، به خاطر دروغها، بدرفتاری ها، فریب کاری ها، ترسها و .. همسر خود را مقصر دانسته و سرزنش می کنند. در حقیقت، این ویژگی های شخصیتی در فرد وجود دارد و در زندگی با هر شخص دیگری هم خودش را نشان خواهد داد. این کار در درازمدت سبب پایین آمدن عزت نفس قربانی و بالارفتن احساس گناه وی می شود، در نتیجه فرد قربانی فکر می کند که بدون انجام هیچ اقدامی، باید با همسرش مدارا کند. تغییر رفتار قربانی به تغییر رفتار فرد مبتلا به اختلال شخصیت منجر نمی شود. بسیاری از افرادی که قصد ازدواج با یک فرد مبتلا به اختلال شخصیتی را دارند، از آنجایی که جذب رفتارهای اغراق آمیز آنها شده اند، ساده انگارانه می پندارند که می توانند با تغییر دادن رفتار خودشان در طول زندگی خصوصیات شخصیتی نامطلوب همسرشان کنترل کنند. این کار ممکن است تأثیر موقتی داشته باشد اما وقتی که فرد مبتلا به این رفتار عادت کرد، دوباره رفتارهای نابهنجارش رانشان خواهد داد. اختلال شخصیت یک الگوی دائمی و درازمدت رفتاری است.

اگر فردی از نزدیکانتان دچار این اختلالات شخصیتی  بوده است، می توانید ببینید که حتی بعد از گذشت بیست سال هم تغییر عمده ای در رفتار وی رخ نداده است. ازدواج، بچه دار شدن، تغییر شغل یا محل زندگی، هیچ کدام سبب بهبود اختلال شخصیتی نمی شوند. در بعضی موارد گاهی ممکن است وجود فرزند موجب افزایش رفتار نامطلوب گردد. وجود استرس باعث شدت یافتن صفات شخصیتی معمول می شود. به عنوان مثال، یک فرد خجالتی وقتی دچار استرس می شود، خجالتی تر می شود. به همین ترتیب، استرس ناشی از تغییرات موجب افزایش رفتارهای نامطلوب افراد مبتلا به اختلال شخصیت می گردد. زمانی که با فردی که از سلامت شخصیت برخوردار نیست زندگی می کنیم، تنها شناسایی رفتارهای مخرب او به ما کمکی نمی کند، بلکه باید برای محافظت از خودمان در برابر این رفتارها نیز چاره ای بیندیشیم. همیشه باید به خاطر داشته باشیم که برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت، رفاه و آسایش خودشان در اولویت است، بنابراین نباید منتظر کمک و تغییری از جانب آنها باشیم. در اکثر موارد، کمک گرفتن از روان شناس یا مشاور برای حل مشکلات متعدد ناشی از رابطه با یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت ضرورت دارد.

اختلالات شخصیتی

دشواری های تشخیص اختلالات شخصیتی 

تشخیص به موقع این اختلالات بسیار حایز اهمیت است زیرا با شروع درمان آسیب‌ کمتری به بیمار یا اطرافیان وارد می‌شود. کلینیک مشاوره خانواده دکتر سعادتی ، بهترین کلینیک مشاوره در مشهد آماده ارائه خدمات به شهروندان عزیز است.

این روش ها جواب نمیدهد!

بررسی های روان شناسان بالینی و روان پزشکان نشان داده است که شناخت کسانی که اختلالات شخصیتی دارند در برخورد های کوتاه مدت کار ساده ای نیست. زیرا این افراد غالبا در ابتدای آشنایی تصویر بسیار خوبی از خود در ذهن شما به جای می گذارند. آنها ممکن است در حیطه کاری، فعالیت هایی اجتماعی افراد خوب و شایسته ای جلوه کنند. علاوه براین، فرد دچار اختلال شخصیت می تواند مانند بسیاری از افراد دیگر زیبا و باهوش باشد و چنین چیزی موجب شود به سوی او جذب شوید.

حتی متخصصان روان شناس، در جلسه اول درمان، تشخیص صحیحی درباره آنها نمی دهند. دومین چیزی که شناسایی فرد دارای اختلال شخصیت را دشوار می سازد این است که برای شخص او لازم است به طور دقیق از گذشته اش، به ویژه الگوها و مشکلات رفتاری و روابط ناخوشایند او با دیگران و اطلاع کافی داشت. از آنجا که در اوایل رابطه، پی بردن به چنین گذشته ای میسر نیست بنابراین هیچ تعجبی ندارد که نتوان در اوایل آشنایی چنین فردی را شناخت.

نویسندگان کتاب عشق ویرانگر، پس از بیان این مشکلات، می نویسند چون یک تحقیق بسیار معتبر نشان داده است که اختلال شخصیت باعث ایجاد مشکلات روانی،اجتماعی، حقوقی و شغلی می شود. برای مثال فرد دارای اختلال شخصیت مرزی احتمال بیشتری دارد که افسرده شود و یا فرد جامعه ستیز در مقایسه با دیگران بیشتر احتمال دارد که به مصرف مواد مخدر با الكل اعتیاد پیدا کند و نیز کسی که دارای اختلال شخصیت پارانوئید است بیش از دیگران با همکاران خود به درگیری و نزاع بپردازد، باید با رفت و آمدهای زیاد با او و بررسی روابط شغلی و اجتماعی اش شناخت دقیقی از او پیدا کرد.  غافل از این که در صفحه قبل کتاب خود هشدار داده اند: «در نهایت باید گفت هنگامی که ما عاشق فردی می شویم، غالبا علائم اختلال شخصیت او به نظر ما رفتارهای خوب و پسندیده ای جلوه می کند، بله بسیاری از ما همان علائم اختلال شخصیت را از ویژگی های خوب، هیجان انگیز دوست داشتنی و یا حتی جنسی او محسوب می کنیم. کوتاه سخن این که کتاب عشق ویرانگر از آن جهت که اختلال شخصیت را با واقع بینی توضیح داده است و جابجا تأکید می کند مبادا با ساده انگاری درگیر روابط عاطفی با بیماران دارای اختلال شخصیت شوید و با آنها ازدواج کرد و بی جهت به تغییر افکار عواطف و رفتارهای شکل گرفته آنها امیدوار بود، اثری بسیار ارزنده و مفید است، اما راه هایی را که برای شناخت اختلال های شخصیت پیشنهاد می کند یعنی:

بدست آوردن آگاهی های علمی درباره نشانه های ده نوع اختلالات شخصیتی و برقراری ارتباط زیاد و رفیق حجره و گرمابه و گلستان بودن با فردی که قرار است با او پیوند ازدواج برقرار شود به منظور:

الف – بررسی دقیق روابط و مسائل گذشته او،

ب- شناخت کار کردها و مشکلات روانی، شغلی، حقوقی و اجتماعی کنونی و جاریش

تطبیق این شناخت های گذشته و حال با اطلاعاتی که از کتاب بدست آورده است، در فرهنگ ایرانی- اسلامی ما کاربردی ندارند و تازه در همان فرهنگ غربی نیز بیشتر دختران و پسران جوان، آن چنان عشق کور و کرشان می کند که یا قدرت تشخیص از آنها گرفته می شود و یا به قول نویسندگان، دلبستگی های عاطفی آنها را به توجیه رفتارهای محبوب، زیبا دیدن آنها و یا ناپایدار بودن خطاهایی می کشاند. آیا عاقلانه نیست جوان خواستار ازدواج و والدین او با روان شناسی با تجربه و آگاه که به قول علی علیه السلام در حقیقت عقل جدا شده از احساس های آنها است مشورت کنند تا او یعنی روان شناس، دانای با تجربه دلسوز، با استفاده از آزمون های علمی روان شناختی و بررسی دقیق یافته ها و شنیده ها، به تشخیص نسبتا دقیق و روشنی برسد و بتواند آن جوان را از افتادن در گرداب زندگی با یک بیمار بیکار و خوش نما نجات دهد.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *