162 بازدید ::: 3:07 ::: ۱۴۰۴/۱۱/۱۵

اضطراب جدایی در کودکان

تعريف اضطراب جدایی درکودکان 

اضطراب به خودی خود پدیده ای سالم و طبیعی است که در روند رشد همه ی ما اتفاق می افتد و فقط زمانی از آن به عنوان اختلال یاد می کنیم که در یک سن نامتناسب و نیز شدید باشد. همه ی بچه ها در حدود هشت الی نه ماهگی به بعد به اصطلاح «غریبی می کنند» یعنی با دیدن افرادی که برای آنها آشنا نیستند، گریه می کنند که گاهی آنقدر شدید است که والدین را عصبی می کند

اما در حقیقت این علامت در کودکان نشانه مرحله ای طبیعی و بهنجار رشد کودک است و علامت اینکه آنها توانسته اند میان مراقبان خود و سایرین تمایزقائل شوند

همراهی والدین با کودک در این مرحله به او کمک می کند با اطمینان توجهی از این مرحله ی حساس رشدی عبور کند. در حالت معمولی اظطراب طبیعی کودک در حدود هجده ماهگی بسیار کم می شود و تخفیف تری در برابر روبه رو شدن با غریبه ها نشان می دهد  از لحاظ کمی و کیفی حضور کافی دارند و احساس ترس و اضطراب این سن می پذیرند و با در آغوش گرفتن و موجه و طبیعی جلوه دادن احساس او حمایت می کنند به گذر از این مرحله کمک خواهند کرد و که در برابر این بی تابی و بی قراری دستپاچه و عصبی می شود رفتار می کنند یا بالعکس به حمایت بیش از حد از کودک اقدام میکنند و اجازه رویارویی تدریجی کودک با اطرافیان را به او نمی دهندگذر کودک از این مرحله را سخت می کنند. در این ترس و اضطراب باقی می ماند، حالتی که شکل شدت یافته ی آن اختلال اضطراب جدایی نامیده میشود

نظریه ی دلبستگی

بالبی، نظریه پرداز معروف در زمینه ی رشد کودک رابطه عمیق عاطفی بویژه بین مادر و کودک را دلبستگی می نامد که البته آن را به هر رابطه ی عمیق بین دو فرد که برای یکدیگر مهم هستند تعمیم داد. بر این اساس دو نوع مهم دلبستگی ایمن و ناایمن می در کودک شکل بگیرد. در دلبستگی ایمن کودک دنیای پیرامون خود را پیش بینی  پذیر، امن، حمایت کننده و آرامش بخش می داند که در واقع ناشی از تجربه ای است که با اولین مراقبین زندگی خود (به ویژه پدر و مادر) داشته است مراقبینی که این حمایتگری و توجه به موقع و کافی به نیازهای او را نشان داده اند. شرایط برعکس این حالت یعنی مراقبینی که به نیازهای کودک توجه کافی ندارند یا فقط هر وقت که خودشان آماده و سرحال باشند به کودک توجه می کنند.

بنابراین سبب می شوند کودک تصور کند دنیا چندان یاشاید اصلا قابل اتکا و قابل پیش بینی نیست و در این صورت یا به طور کلی نسبت به بزرگترهای خود بی تفاوت و بی احساس می شوند یا همیشه برای نگه داشتن آنچه از نظر آنها هر لحظه ممکن است از دست برود مصرانه تلاش کنند. همان حالتی که در اختلال اضطراب جدایی نیز می بینیم. نظریه پردازان دلبستگی معتقدند این الگوهای دلبستگی ایمن و ناایمن، که در نوزادی و کودکی پایه گذاری می شود، به نوعی در همه ی رابطه های بعدی فرد در نوجوانی و بزرگسالی تقریبا به شکل مشابهی تکرار می شود.

اضطراب جدایی در کودکان

علائم اختلال اضطراب جدایی

اختلال اضطراب جدایی یکی از اختلال های رایج در بین کودکان است

نشانه های اصلی این اختلال را می توان به صورت زیر ذکر کرد

  • کودک وقتی احساس می کند جدایی نزدیک است یا درست در لحظه ی جدایی گریه می کند یا سایر علائم ناراحتی نشان میدهد.
  • وقتی پدر یا مادر بیرون هستند
  • هر طور شده، حتی از طریق تلفن  تماس خود را با پدر و مادر حفظ میکند
  • بچه های کوچک تر مبتلا به این اختلال همواره نگران این هستند که والدین یا نزدیکانشان صدمه یا آسیب ببینند
  • کودک در موقع خواب از دیگران می خواهد کنار او بمانند و نمی تواند در اتاق خوابش تنها بخوابد
  • معمولا از مدرسه رفتن امتناع می کند
  • بچه های بزرگتری که این مشکل را دارند بیشتر شکایت های جسمانی دارند
  • در ضمن اغلب برای این که در کنار والدین بمانند از رفتن به اردو یا بیرون رفتن با دوستان اجتناب می کنند

اضطراب جدایی در کودکان

دلایل بروز اختلال اضطراب جدایی

 ژنتیک

پاره ای از کودکان به طور ژنتیکی دارای خلق وخوی حساس تر ومضطرب تری هستند که آمادگی آنها را برای این مشکل زیادتر می کند. در ضمن زمینه ی ارثی چنین مشکلی در پدر، مادر یا اطرافیان نزدیک بر بروز آن تأثیرگذار است.

روش های فرزندپروری

پیش از این و در توصیف این مشکل در باره ی نقش والدین در بروز آن سخن گفتیم. در واقع والدین بسیار سهل گیر، که به همه ی خواسته های کودک تن میدهند، و نیز والدین بسیار سخت گیر هر دو احتمال بروز اختلال اضطراب را افزایش میدهند.

ساختار خانواده

نبود کمی و کیفی والدین، با حضور خانواده هایی که پیوستگی، حمایت، گرمی و صمیمیت در آنها کم است و خانواده قادر لیست تعارضها و تنشهای احتمالی را به طور مناسبی حل کند در بروز بسیاری شلالات از جمله این اختلال مؤثر شناخته شده اند.

بعضی دیگر از ساخت های خانواده که در این زمینه مؤثر شناخته شده اند عبارت اند از

بزرگ شدن کودکان با افرادی که از حوصله و صبوری لازم در برخورد با بچه ها برخوردار نیستند.

نبود یکی از والدین به دلیل طلاق، فوت یا کار زیاد.

بزرگ شدن در خانواده های پرجمعیت، محله های فقیر یا دارای سطح اقتصادی- اجتماعی پایین.

به بیماری یا فوت یکی از اطرافیان نزدیک مهم برای کودک یا نوجوان، تغییرات مهم در زندگی تغییر مدرسه، محل زندگی یا بیماری خود  عواملی هستند که به تشدید این مشکل دامن می زنند

اختلال اضظراب جدایی

درمان

رویکردهای مختلفی در درمان اختلال اضطراب جدایی مورد استفاده قرار میگیرد که بعضی از آنها بر خود کودک یا نوجوان و بعضی برهر دو تمرکز دارند. با این حال باید در نظر داشت اختلال تا قبل از هجده سالگی و در واقع درباره ی کودکان و نوجوان مطرح است همواره یک اصل کلی را در مورد چنین اختلالاتی باید در نظر داشت چون این والدین هستند که مسئولیت آمد و رفت آنها را برعهده دارند و هزینه های احتمالی درمان را پرداخت میکنند بنابراین برای جلب همراهی بیشتر آنان لازم است آنها را در جریان فرایند درمان قرار دهیم

درمان های متمرکز در کودکان و نوجوانان

بازی درمانی در مورد کودکان کم سن وسال تر و درمان شناختی رفتاری و گروه درمانی و درمان هایی با رویکردهای دیگر همچون روان تحلیلی در مورد کودکان سنین بالاتر و نوجوانان در این زمینه مؤثر است

اصل کلی در همه ی این درمان ها آن است که کودک افکار و احساسات خود در این زمینه و سایر نگرانی هایش را برون ریزی کند و با کمک یک متخصص، هر چه بیشتر با آنها آشنا شود و در کنار آن، به طور مستقیم و غیر مستقیم مهارتهای لازم برای برخورد مناسب با ترس هاواعتماد به نفس و توانمندی تحمل و کنار آمدن با نگرانی های خود را بیاموزد. کودکان و نوجوانان در گروه آگاه می شوند فقط خودشان نیستند که این مشکل را دارند و همین همدلی برای آنها کمک کننده است.

درمان های متمرکز بر والدین

این نوع درمان ها از یک سومسائل مربوط به خود والدین و مشکلات روان شناختی احتمالی آنان را هدف قرار داده است و از سوی دیگر سبد ارتباطی و فرزند پروری والدین را مورد بررسی قرار می دهد.براساس تحقیقات

بسیاری، اضطراب، افسردگی و وسواس در والدین کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی شایع است. به عبارت دیگر والدین از همان ابتدا به واسطه ی اضطراب و نگرانی های زیاد خود، کودکان را بیش از حد تحت کنترل قرار می دهند. همان طوری که گفتیم سبک های سخت گیرانه از یک سو و سبک های سهل گیرانه از سوی دیگر کودکان را در معرض چنین آسیبی قرار می دهد. در روند درمان والدین با این فرآیندها آشنا می شوند و در جهت تعدیل آن قدم برمیدارند.

انچه در زمینه  درمان گفته شد، به طور قطع نیازمند کمک متخصص و صبوری در طی مراحل درمان است  اما ذکر چند نکته نیز خالی از فایده نیست.

در موقعی که کودک برای جدا شدن از شما بی تابی می کند، وقت بگذارید و اگر می دانید طبق تجربه احتمالا او خیلی بی تابی خواهد کرد، از قبل طوری برنامه ریزی کنید که در موقع رفتن یا برعکس گذاشتن کودک در جایی، وقت کافی داشته باشید تا حرف های او را بشنوید. اجازه دهید راجع به ترس ها و نگرانی هایش وقتی شما نیستید با شما حرف بزند. به حرف هایش گوش دهید و او را تسکین دهید. سپس با کمی بازی یا فعالیتی که او دوست ارد، سرگرمش کنید تا این لحظه برای او تلخ نباشد برخی والدین به اشتباه در نقطه ی اخر و هنگامی که خودشان به شدت دیرشان شده است، کودک را در مدرسه یا در مهد یا خانه می گذارند. بنابراین هیچ حوصله و فرصتی برای پرداختن به احساسات کودک ندارند.

در مورد همه ی بچه ها و به ویژه آنان که با این مشکل روبه رو هستند، طوری برنامه  ریزی کنید که با نبود شما به طور تدریجی روبه رو شوند. یعنی شاید در اوایل نبود شما کمتر از حتی یک ساعت باشد و بعد به تدریج اگر شرایط ای است که لازم است این زمان به چند ساعت برسد، آن را افزایش دهید

در نبود خود کودکان را به مراقبین مطمئن بسپارید

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *