1,585 بازدید ::: 1:53 ::: ۱۴۰۴/۱۱/۱۵

جیش خشم – مقاله ای برای آنان که کنترل خشم ندارند

ساعت دو یا سه بامداد بود که یالوم بدست خوابم برد… خوابی عمیق و دوست داشتنی… حوالی ساعت ۷ صبح، مثانه ام آلارم های بیرحمانه ای برای مغزم می فرستاد که دکتر جیش دارد…. احساس جیش بسیار زیاد، روانم را به هم ریخته بود… کم خوابی از یک سو و بیداری و رفتن به دستشویی ای که بعدش خواب بی خواب مرا در یک دو راهی وجودی بسیار عمیقی قرار داده بود… اگر چشمانم را باز می کردم دیگر خبری از خواب نبود… باید تصمیم می گرفتم که چه کنم… یا خواب بی خواب یا اینکه…. بالاخره تصمیمم را گرفتم… رهایش کردم… همان جا… روی تخت… بسان کودکی ام… خنده موزیانه ای زدم و حالش را بردم…رسماشاشیدم…. البته بدون مشما… فرقش با کودکی ام همین بود که اولا مشمایی در کار نبود… ثانیا فرق دیگرش آن بود که آنجا کودکی خردسال می شاشید و حال بزرگسالی بالغ… لذتی داد اهورایی… تمام تخت خیس شده بود… گرم گرم شده بودم و مشکلم در لحظه رفع شد… چشمانم را بستم و خوابیدم… خوابم عمیق نشد… حوالی ساعت ۹ بیدار شدم… رسما گند زده بودم به تخت… تشک و لحاف و تخت رسما نابود شده بود… نمی دانستم چه کنم… یک تصمیم اشتباه در لحظه گند زده بود به خانه… بوی بدی تمام فضای اتاق را گرفته بود… لحاف و تشک را بردم خشکشویی… پنجره ها را باز کردم تا هوای خانه عوض شود… بوی بد دست بردار نبود… اکنون چند روز از آن تصمیم لحظه ای گذشته… هنوز خانه بوی تعفن می دهد… هنوز حال خانه جا نیامده… کلی هزینه خشکشویی روی دستم مانده… یک تصمیم اشتباه و نادانانه، گند زده بود به تمام فضای تخت و تشک و لحاف و خانه… بوی بدش هنوز هم در خانه هست… اصلا وضعیت خوبی نیست… این را برایتان نوشتم که شما کار من را نکنید… گاهی برخی تصمیم ها، گند می زند به فضای خانه… گند می زند به همه چی…

پ.ن ۱: شخصیت واقعی افراد به هنگام خشمشان بروز پیدا می کند… گاهی هستند کسانی که وقتی ناراحت ان، دهان باز کرده و رسما جیش می کنند به هیکل طرف مقابلشان… به خصوص در دعواهای زناشویی… خیلی زود هم پشیمان می شوند و شروع به عذر خواهی می کنند ولی جمع کردنش بسیار سخت است…

پ.ن ۲: داستان بالا رسما ساخته ذهن بیمارم بود… البته در کودکی بسیار این کار را کرده ام…. دستشویی شبانه کودک ریشه در اضطراب هایش دارد…خالی از لطف نیست که بدانید اگر درمانش نکنید و خودبخود درمان شود امکان دارد به صورتی دیگر در بزرگسالی سر در بیاورد…. در کودکی در منزل پدری به من می گفتند شاشوک… سلطان این کار بودم… البته من اضطراب خاصی از کودکی بیاد ندارم… فقط خواب می دیدم دستشویی هستم… دقیقا در خواب خودم را روی سنگ مستراب حس می کردم… رهایش می کردم و بعد می فهمیدم گند زده ام….

پ.ن ۳: این داستان از آنجا به ذهنم رسید که چندی قبل خانمی با افسردگی بالا مراجعه نمود… در دعوای زناشویی همسرش ناخودآگاه بهش گفته بود ج…. روانش بهم ریخته بود… تا جمعش کردم پدرم درآمد…

پ.ن ۴: بهنگام خشم، کمی از تکنیک های کنترل خشم بهره بگیریم… گند نزنیم به طرف مقابلمان… اگر خشممان را کنترل کنیم به ز آنکه بعدش بخواهیم جمعش کنیم و دنیا دنیا پشیمانی و عذرخواهی و…. را به جان بخریم…. دقیقا می شود بسان همان جیش در رختخواب و مشکلات بعدش که دامنگیرمان می کند…

پ.ن۵: جان کلام اینکه گاها در دعواها، دهان باز کرده و هر چه به دهنمان می رسد می گوییم…. بعد از طرف مقابل میخواهیم که ما را درک کند و هیچ نگوید و ناراحت نباشد… اصطلاحا می گیم حالا ناراحت بودم ی چیزی گفتم…شما ببخشید…. دقیقا چیو ببخشیم؟؟؟ رسما گند می زنی به ما و بعد ما ببخشیم؟؟؟ چشم عزیزم… ی بار میبخشم… دوبار میبخشم… ۵ بار می بخشم؟؟!!! به نظرتون درسته ما با عدم کنترل خشممان هر بار به هیکل طرف مقابل ریما برینیم و بعد بگیم ببخشید؟؟؟؟ اینطوری سنگ روی سنگ بند نمی شود… گفته باشممممممم… کمی بیشتر حواسمان به اطرافیانمان باشد… نمی شود به اسم خشم، به هیکل طرف مقابل همه کار کرد و بعد از او عذرخواهی کرد… چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟؟؟ اگر کنترل خشمتان با شما نیست، رسما مشکل دارید و باید از یک درمانگر برای کنترل آن کمک بگیرید… با چند راهکار ساده می توان به راحتی درمانش کرد… برای درمان اقدام کنید… خشم با خشونت متفاوت است… تفاوتش را باید بدانید… گاها با یک کلمه بنیاد زندگی مان تغییر می کند… با یک حرکت داغون می کنیم زندگی مان را… آینده مان را… همسرمان را… پس کنترل خشم را یاد بگیریم و درست زندگی کنیم…  

موفق باشید… شب خوش… ارادتمند… به قلم دکتر ابوالفضل سعادتی… مشاور خانواده

۲۲ دسامبر ۲۰۱۹

نظرات

9 نظر برای “جیش خشم – مقاله ای برای آنان که کنترل خشم ندارند”

  1. ناشناس گفت:

    عالی استاد واقعا همینطوره دست مریزاد😍😍😍

    1. zahra گفت:

      دقیقا همینطوره
      آبی که ریخته شه دیگه جمع نمیشه

  2. راحله فضایلی گفت:

    چه عالی مفهوم بحثها رو میرسونید و چه عالیتر نتایج تصمیمهای غلط رو بیان میکنید شما دکتر عزیز واقعا کاربلدین

  3. فاطمه حشمتی گفت:

    آقای دکتر عاااالی بود خسته نباشید…ان شاءالله که قلمتون همیشه خوش بنویسه

    1. دکتر ابوالفضل سعادتی گفت:

      محلصیمممممم

  4. صادق سرافراز گفت:

    اتفاقا منم تو بچکی شاشو بودم 😂😂😂خاله مامانم اسم روم گذاشته بود بهم میگفت ابگزک 😉😉در مورد عصبی بودنم من و عسل جفتمون موقع دعوا همین جور میگیم فردا جفتمون میگیم ببخشید ولی الان من بیشتر سکوت میکنم و عسل میگه میگه میگه تا خودش خسته میشه خلاصه که دوتا مریض بهم اوفتادیم😆😆 ولی همو دوست داریم

    1. دکتر ابوالفضل سعادتی گفت:

      تو جیگر منی….

  5. ناشناس گفت:

    شوهرمن همینجوریه ومن هیچ کار نمیتوانم بکنم…افسوس که فقط پیر شدم در این راه

  6. ف گفت:

    عالی مث همیشه. خیلی خندیدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *