565 بازدید ::: 3:00 ::: ۱۴۰۴/۱۱/۱۵

قربانیان تجاوز جنسی

آیا  قربانیان تجاوز جنسی باید سرزنش شوند؟

دکتر ربکا کمپل، روان شناس آمریکایی و استاد دانشگاه میشیگان که در زمینه تجاوز جنسی تحقیقات فراوانی کرده است در پایان یکی از سخنرانی های خود در دانشگاه تورنتو و بعد از آنکه به طور مفصل درباره انگیزه های متجاوزان جنسی و پیامد های جسمی و روانی تجاوز بر قربانیان تجاوز جنسی صحبت می کند، می گوید؛ مهمترین موضوعی که در بحث تجاوز جنسی من را آزار می دهد این است که همیشه گروهی هستند که بعد از این جنایت به قربانی بگویند که تقصیر خودت بود و اگر لباس یا ظاهر مناسبی داشتی این اتفاق هرگز برایت نمی افتاد. آنها احتمالا نمی دانند که با این جملاتشان چه آسیب دوباره ای بر روان قربانی می زنند و موجب به تاخیر افتادن فرایند درمان روان شناختی آنان می شوند. اغلب قربانیان متاسفانه بعد از تجاوز به صورت ناخودآگاه به سرزنش خود می پردازند و به نظر می رسد که همین میزان سرزنش نیز مانع بزرگی در فرایند درمان است و نباید با سرزنش او این مانع را بیشتر و بزرگتر کرد. اغلب از زنانی که تحت مشاوره بعد از تجاوز قرار دارند شنیده ام که می گویند «تقصیر من بود» یا «من می توانستم از این اتفاق جلوگیری کنم». پاسخ من معمولا این است که شما باید از سرزنش خود دست بردارید و آن ها را تشویق می کنم که پیشرفتشان در بازسازی بعد از اتفاق را ببینند و یک زندگی با اراده داشته باشند. بنابراین سئوال این است که آیا سرزنش قربانیانی که چنین افکاری را در ذهن خود حمل می کنند انسانی است؟ چه اتفاقی برای دنیای ما افتاده است؟ آیا ما نباید مراقب سلامتی جسمی و روانی دیگران باشیم؟

سرزنش قربانی چیست؟

سرزنش قربانیان تجاوز جنسی
اصطلاح سرزنش قربانی اولین بار توسط ویلیام بان، فیلسوف امریکایی، در سال ۱۹۷۱ در کتاب سرزنش قربانی مطرح شد. در این کتاب، او مقصر دانستن قربانی را به عنوان یک ایدئولوژی توصیف می کند که برای توجیه نژاد پرستی و بی عدالتی اجتماعی بر علیه سیاه پوستان در امریکا استفاده شده است. اگرچه ریان برای اولین بار این نظریه را مطرح کرد اما به طور خاص در روان شناسی مورد استفاده قرار گرفته است. واژه سرزنش قربانی به این موضوع اشاره دارد که قربانی مسئول جنایتی است که اتفاق افتاده است، خواه در کل ماجرا یا بخشی از آن. این کار به این معنی است که برخی از رفتار های قربانی همچون رفتار سبک یا پوشیدن لباس نامناسب ترغیب کننده متجاوز بوده است. در موارد حاد، گفته می شود که حتی قربانیان به دلیل نداشتن رفتار با ظاهر مناسب مورد بازخواست پلیس یا اطرافیان قرار می گیرند. افرادی که اعتقاد دارند دنیا فی نفسه زیبا است ممکن است برایشان دشوار یا غیر ممکن باشد موقعیتی را بپذیرند که در آن یک شخص بدون دلیل به صورت نابهنجاری به دیگران آسیب می رساند. این فرض منجر به این باور می شود که قربانیان تجاوز جنسی باید کاری انجام داده باشند تا سزاوار این سرنوشت شده باشند. نظریه دیگری که توسط کمپل درباره علل سرزنش قربانی ارائه شده است به این موضوع اشاره دارد که برخی از افراد به ویژه زنان یک نیاز روان شناختی برای محافظت از حس آسیب ناپذیری خود دارند که می تواند این اعتقاد را ایجاد کند که تجاوز جنسی تنها برای آن هایی اتفاق می افتد که متجاوز را تحریک می کنند. معتقدان به این نظریه از آن به عنوان روشی برای افزایش احساس امنیت استفاده می کنند. آنها می پندارند اگر از رفتار های قربانیان اجتناب کنند، کمتر مورد آسیب قرار خواهند گرفت. متاسفانه همین دلایل سبب شده است نتایج یک تحقیق که در سراسر جهان در مورد نگرش ها نسبت به تجاوز جنسی توسط موسسه تحقیقات سلامت جامعه جهانی انجام شده است، نشان می دهد عقاید مبتنی بر سرزنش قربانی در بیشتر کشور ها پذیرفته شده است.

اما این تمام ماجرا نیست و آسیبی که این سرزنش به قربانیان تجاور جنسی وارد می کند از لحاظ روانی بسیار قابل توجه است. دکتر ربکا کمپل و همکارانش در مجموعه ای از تحقیقاتشان به این نتیجه رسیده اند که فرایند سرزنش قربانی، تجربه تجاوز را برای قربانیان زنده نگاه می دارد. آن ها به این نتیجه رسیدند که تجاوز جنسی به خصوص یک لکه ننگ در فرهنگ هایی است که سنت هاوتابو های نیرومندی راجع به رابطه جنسی دارند. قربانیان تجاوز جنسی در این فرهنگ ها منزوی می شوند، از خانواده و دوستانشان طرد می شوند، اگر دختر هستند نمی توانند ازدواج کنند و اگر ازدواج کرده اند همسرشان از آن ها جدا می شود یا حتی در فرهنگ های بسیار سنتی به دست اطرافیان شان به قتل می رسند. کمیل این پدیده رابه عنوان قربانی شدن ثانوی معرفی کرد. براساس تحقیقات او، قربانی شدن ثانوی آسیب دوباره تجاوز جنسی است که قربانی این بار نه از سوی متجاوزان بلکه از واکنش های افراد و نهاد های اجتماعی دریافت می کند. این واکنش ها شامل سرزنش قربانی و رفتار یا کلام نامناسب پس از تجاوز توسط پرسنل درمانی یا دیگر سازمان های مرتبط با موضوع مقابله با تجاوز است که قربانی با آنها در ارتباط است.

تاثیرات و عواقب تجاوز جنسی

  • آسیب بر جسم و روان

عواقب تجاوز جنسی را می توان به دو بخش آسیب جسمی و آسیب روانی تفکیک کرد. هرچند، ممکن است از قدرت جسمی در تجاوز استفاده نشود و آسیب های جسمی پدید نیاید. هرچند، مرگ های مرتبط با تجاوز مشخص است که اتفاق می افتد، شیوع مرگ و میر به طرز قابل توجهی در سراسر دنیا متغیر است. شایع ترین پیامد برای قربانیان تجاوز جنسی، آسیب به سلامت جسمی، سلامت روانی و بهزیستی اجتماعی است.

  • بیماری های زنان

آسیب های رایج قربانیان تجاوز جنسی در این زمینه شامل موارد زیر هستند:

آسیب یا عفونت اندام تناسلی
کاهش میل جنسی
درد در هنگام ارتباط جنسی
درد مزمن ناحیه لگن
عفونت های ادراری
بارداری

بارداری ممکن است یکی از پیامد های به وجود آمده برای قربانیان تجاوز جنسی باشد. میزان این نوع بارداری ها در موقعیت های متفاوت، متغیر است. در تحقیقی در اتیوپی مشخص شد که در میان آن هایی که مورد تجاوز قرار گرفته بودند، ۱۷ درصد باردار شده اند. این رقم برای افرادی که در مکزیک مورد تجاوز قرار گرفته بودند، بین ۱۵ تا ۱۸ درصد است. تحقیقی در آمریکا که روی ۴۰۰۰ زنی که در سه سال اخیر مورد تجاوز قرار گرفته بود انجام شد، نشان داد در بین زنان ۱۲ تا ۴۵ ساله، ۵ درصد بارداری دیده شده است. این به معنای آن است که ۳۲ هزار بارداری ناشی از تجاوز در هر سال در این کشور وجود دارد.
تجربه رابطه جنسی با اجبار و یا در سنین پایین، توانایی زنان را برای اینکه رابطه جنسی را به عنوان چیزی بینند که تحت کنترل آن ها قرار دارد، کاهش می دهد به همین علت، احتمال کمی وجود دارد که دختر نوجوان که تحت تجاوز قرار گرفته است، از ازدواج در بزرگسالی از وسایل پیشگیری بارداری استفاده کند و احتمال بارداری ناخواسته این افراد بعد از ازدواج بیشتر از دیگران است.

پیامدهای تجاوز جنسی

  • بیماری های انتقالی از طریق رابطه جنسی

تجاوز جنسی می تواند خطر انتقال ویروس ایدز را افزایش دهد. دختران نوجوان بیشتر از زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، در خطر ایدز هستند.

پیامدهای روان شناختی تجاوز

  • سرزنش خود

سرزنش خود در بین رایج ترین تأثیرات روان شناختی کوتاه مدت و بلندمدت است و به عنوان یک مانع کنار آمدن عمل می کند و التیام قربانیان تجاوز جنسی را کند یا غیر ممکن می کند. درمان های شناختی رفتاری که از سوی روان شناسان برای قربانیان اجرا می شود، بر اصلاح باور های منفی قربانی و سرزش خود متمرکز است. دو نوع عمده سرزنش خود وجود دارد که عبارتند از خود سرزنشی رفتاری ( سرزنش ناسزاوارانه خود بر اساس رفتار ها) و خود سرزنشی شخصیت شناسانه (سرزنش ناسزاوارانه خود بر اساس شخصیت). قربانیانی که خود سرزنشی رفتاری را تجربه می کنند، احساس می کنند باید کار متفاوتی را انجام می دادند و بنابراین احساس پریشانی دارند. قربانیانی که خود سرزنشی شخصیتی را تجربه می کنند، احساس می کنند به طور ذاتی چیز اشتباهی در آن ها وجود دارد که موجب می شود سزاوار تجاوز باشند.
جان تانگنی، یک محقق برجسته در زمینه شرم و احساس گناه، در تبیین دلایل و آثار روان شناختی به پنج روشی که شرم می تواند برای افراد ویرانگر شود، اشاره کرده است که عبارتند از:فقدان انگیزه برای کمک خواستن، فقدان همدلی، بریدن خود از دیگران، خشم، پرخاشگری


تانگنی می گوید: شرم ارتباط ویژه ای با خشم دارد. در زندگی روزمره ما موقعی که افراد شرمگین و خشمگین هستند، تمایل دارند برای به دست آوردن شخصی که از او کینه دارند یا انتقام گرفتن از او برانگیخته شوند. علاوه بر این، شرم با مشکلات روان شناختی همچون اختلالات خوردن، اعتیاد، اضطراب، افسردگی و دیگر اختلالات روانی به علاوه رفتار اخلاقی پیچیده ارتباط دارد. در یک تحقیق مشخص شد کودکانی که در معرض شرم قرار دارند، بیشتر مستعد اعتیادند و در معرض رابطه جنسی در دوران نوجوانی، رابطه جنسی ناایمن و درگیری با سیستم جنایی قرار دارند. درمان های مشاوره ای در کاهش سرزنش خود مفیدند. این درمان ها عبارتند از: درمان های حمایتی، درمان های تربیتی (یادگیری در مورد سندرم آسیب تجاوز جنسی). این درمان ها موضوع سرزنش را مورد توجه قرار می دهند. همان طور که اشاره شد، یک نوع سودمند درمان برای سرزنش خود، بازسازی شناختی یا درمان شناختی رفتاری است. این درمان به صورت فرایند جمع آوری اطلاعات عینی و شکل گیری یک نتیجه گیری منطقی، از مواردی است که تأثیر کمتری از شرم یا احساس گناه پذیرفته اند.

  • خودکشی

احتمال زیادی دارد که قربانیان تجاوز جنسی اقدام به خودکشی کنند. روان شناسان متوجه شده اند که این افراد حتی بعد از کنترل متغیر های سن، جنسیت، آموزش، نشانه های اختلال استرس پس از سانحه و دیگر اختلالات روان پزشکی نیز به این کار اقدام می کنند. یک تحقیق از نوجوانان در برزیل مشخص کرده که تجربه تجاوز یک عامل پیش بینی کننده برجسته افکار خودکشی و اقدام برای آن است.

با توجه به عوارض روانی چنین تجربه ‌ای، بهتر است به جای سرزنش قربانیان تجاوز جنسی، آن ها را راهنمایی کنید تا به مشاور خانواده مراجعه کنند.

نظرات

یک نظر برای “قربانیان تجاوز جنسی”

  1. سلام …

    استاد عزیزم … خوب هستین … سلامتین …

    احکام این جرم یا برائت است یا اعدام حد وسطی ندارد… اگر اعدام نبود و به‌طور مثال ۲۰ سال حبس بود قاضی نمی‌ترسید مجازات تعیین کند اما این مجازات ها کار را مشکل کرده‌است… از یک طرف مجبوریم حکم اعدام دهیم و از سویی اگر حکمی ندهیم روان از دست رفته یک زن قربانی را در نظر نگرفته‌ایم… این در حالی است که اثبات جرایم حدی با کوچکترین شبهه‌ای سخت می‌شود… مشکل دیگر ما این است که مجرمین در پلیس آگاهی اقرار می‌کنند اما در دادگاه‌ها اقرار نمی‌کنند و ولو شاکیان را نیز تهدید می‌کنند…

    «تجاوز» واژه‌ای است كه بار منفی زیادی دارد… وقتی صحبت از «تجاوز جنسی» به میان می‌آید این كلمه بار منفی بیشتری پیدا می‌كند… اگر پای درددل فردی كه قربانی تجاوز یا آزارجنسی شده بنشینید، او این اتفاق را دردناك‌ترین تجربه زندگی خود می‌داند طوری كه انگار قرار نیست هیچ‌وقت آن را فراموش كند و همیشه با آن درگیر است…

    بخشی از این احساس دردناك مربوط به حسی است كه این فرد از جامعه می‌گیرد و بخشی از آن خشونتی است كه به زنانگی فرد اعمال شده است… شاید آرزوی رسیدن به روزی كه هیچ متجاوز جنسی در آن وجود نداشته باشد محال به نظر برسد اما آشنایی با تمام مشكلاتی كه این قربانیان متحمل می‌شوند و راهكارهای درمانی و البته پیشگیرانه بدون شك سودمند است…

    یكی از مهم‌ترین عوارضی كه بلافاصله بعد از حادثه تجاوز بروز می‌كند، حالت اختلال استرس بعد از حادثه یا PTSD است، به نحوی كه فرد صحنه‌های تجاوز جنسی را دوباره فلش‌بك می‌زند، آنها را دوباره تجربه می‌كند و حتی گاهی حالت دفاعی شدید پیدا می‌كند… در این وضعیت او كناره‌گیری می‌كند و دلش می‌خواهد كسی او را نبیند و با او صحبت نكند، ضمن آنكه فعالیت‌های سیستم عصبی‌‌اش زیاد می‌شود، یعنی پاسخش به محرك‌های محیطی مانند صدا و نور افزایش می‌یابد.
    او نمی‌تواند به كسی اعتماد کرده یا با شخصی ارتباط برقرار كند… در این حالت ممكن است به خودكشی و مرگ فكر كند و آرزوی مردن داشته باشد… اگر زمینه مشكلات روانی در او دیده شود این احتمال وجود دارد كه دچار افسردگی شیدایی یا همان افسردگی دوقطبی شود… توهم‌های شنوایی و بینایی، هذیان، خنده‌های بی‌معنی، خشم بی‌جهت و… از عوارض دیگر این اتفاق است…

    فردی كه مورد تجاوز قرار گرفته در طولانی‌مدت نسبت به رابطه جنسی حس بدی پیدا می‌كند و از آن متنفر می‌شود… دردهای آمیزشی و‌ تنفر از جنس مرد و‌ بدبینی به جنس مخالف از دیگر عوارض تجاوز جنسی است… او سعی می‌كند از مردها دوری كرده، حتی شماره تلفن‌اش را عوض كند یا مسیر رفت و آمدش را تغییر دهد… در طولانی‌مدت قابلیت‌های جنسی‌ این فرد از بین می‌رود و اختلال استرس پس از حادثه و افسردگی در او مزمن می‌شود…

    افسردگی مزمن می‌تواند با توهم و هذیان همراه باشد… دردهای جسمانی و شبه‌جسمانی در این فرد زیاد می‌شود. .. درواقع علائم روانی او تبدیل به علائم جسمانی می‌شود… قربانی تجاوز مدام به این فكر می‌كند كه در این موضوع مقصر است و خودش را سرزنش و نكوهش می‌كند و می‌گوید «كاش آنجا نبودم یا بیشتر مقاومت می‌كردم».

    بر اساس یک مجله ای داشتم میخوندم از زندگی ایده آل …

    سید سروش سیدی فرد – دانشجوی ترم ۷ روان شناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *