بی اشتهایی عصبی چیست و چه علائمی دارد؟
بی اشتهایی عصبی :برخلاف نام این اختلال، مشکل واقعی این افراد بی اشتهایی نیست، بلکه مبتلایان به این اختلال به شدت از افزایش وزن یا چاق شدن می ترسند. تصویری که افراد از شکل و اندازه ی بدن خود دارند بسیار غیر واقعی است. به عنوان مثال برغم لاغری شدید، همواره ترس زیادی از افزایش وزن یا چاق شدن دارند. ممکن است برای اندازه گیری وزن بدنشان از فنون مختلفی از جمله وزن کردن مکرر خود، اندازه گیری وسواسی اندام ها و استفاده ی مستمر از آینه برای بازبینی قسمت ها که چاق تصور می شوند، استفاده کنند. از دست دادن تدریجی وزن در زنان مبتلا به این اختلال باعث توقف قاعدگی آنها می شود که در صورت عدم وجود حداقل سه دوره قاعدگی، تشخیص این اختلال داده می شود. درباره ی مردان، کاهش میل جنسی و سطح تستوسترون جایگزین این ملاک در زنان است. بسیاری از بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی با اینکه ممکن است شدیدا لاغر و ضعیف شوند، انکار می کنند در رابطه با وزن خود مشکل دارند. در واقع به وزن کم خود افتخار می کنند. برای مخفی کردن لاغری خود دست به هر کاری می زنند؛ لباس گشاد می پوشند یا گاهی با حمل کردن اجسام بزرگ قصد دارند خود را سنگین تر از آنچه هستند نشان دهند، یا اگر قرار باشد در محیطی مانند بیمارستان وزن شوند، امکان دارد مقدار زیادی آب بنوشند تا به صورت موقت وزن خود را بالا ببرند.
دو نوع بی اشتهایی عصبی وجود دارد: نوع محدود کننده و نوع پرخوری | تخلیه کننده.
- تفاوت اصلی بین این دو نوع مربوط به تفاوت در شگردهایی است که بیماران برای کاهش وزن خود از آنها استفاده می کنند. در نوع محدود کننده، برای کم کردن مقدار غذایی که خورده می شود، تلاش زیادی صورت می گیرد و مصرف کالری ها به دقت کنترل می شود یا با اعمال فعالیت های ورزشی شدید خود را لاغر نگه می دارند. مبتلایان به این نوع بی اشتهایی عصبی اغلب سعی می کنند از خوردن در حضور دیگران خودداری کنند. وقتی آنها پشت میز غذاخوری هستند، بیش از حد آهسته می خورند، غذای خود را به قطعه های بسیار کوچک تقسیم می کنند و مخفیانه غذا را دور می ریزند.
- در نوع پرخوری | تخلیه کننده بیمار ابتدا پرخوری می کند (یعنی بدون کنترل از غذایی بیش از آن چه افراد در زمان یکسان و تحت شرایط یکسان می خورد استفاده می کند. برای مثال امکان دارد فرد چند عدد بستنی، یک پاکت شیر خشک و کیک شکلاتی کاملی را در یک وعده ی پرخوری، بخورد. در پس از بین بردن کالری های مصرف شده به رفتارهای نامناسبی دست بزند ( برای مثال خود را وادار به استفراغ می کند یا از داروهای ملین یا مدر استفاده می کنند) بسیاری از افراد در طی دوره ی بیماری خود هر دو روش شرح داده شده را تجربه می کنند.
پرخوری عصبی
این اختلال با پرخوری و انجام اقداماتی مانند استفراغ عمدی و تمرین های ورزشی شدید و افراطی برای جلوگیری از افزایش وزن مشخص می شود. این اختلال شباهت زیادی با نوع پرخوری / تخلیه کننده بی اشتهایی عصبی دارد. اما آنچه نشانه ی تشخیص و متمایز کردن این دو اختلال از یکدیگر است، وزن فرد است. فرد مبتلا به بی اشتهایی عصبی شدیدا لاغر است.
در صورتی که درباره ی فرد مبتلا به پرخوری صدق نمی کند. با اینکه هر دو گروه افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی، ترس شدیدی از چاق شدن دارند، برخلاف بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی، بیماران مبتلا به پرخوری عصبی معمولا وزن طبیعی دارند با گاهی اندکی اضافه وزن خواهند داشت.
پرخوری عصبی معمولا با ایجاد رژیم غذایی که انگیزه ی آن میل به ترکه ای بودن است آغاز می شود. فرد در مراحل اولیه، غذاهای کم کالری می خورد، اما به مرور زمان، محدود کردن رژیم غذایی به تدریج از بین می رود و فرد خوردن غذاهای ممنوع شده را آغاز می کند. این غذاها معمولا غذاهای سبک و دسرهایی مانند چیپس سیب زمینی، پیتزا، کیک، بستنی و شکلات را شامل می شوند. کسی که به پرخوری عصبی مبتلاست، ممکن است در یک روز تا چهار هزار و ۸۰۰ کالری مصرف کند! فرد بعد از پرخوری، برای این که شکست خویشتن داری خود را مدیریت کند، استفراغ کردن، روزه گرفتن، ورزش کردن افراطی یا سوء استفاده از ملین ها را آغاز می کند. پرخوری عصبی برای خیلی از بیماران به علت پرداخت صورت حساب های سنگین برای غذا، ایجاد مشکلات اقتصادی را نیز به همراه دارد. بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی معمولا جدی بودن مشکل خود را انکار می کنند، در مقابل، تنها چیزی که در ذهن بیمار مبتلا به پرخوری عصبی وجود ندارد آسودگی خیال است. آنها به دلیل نداشتن کنترل بر رفتار پرخوری خود احساس شرم، گناه، خود کم بینی و تلاش برای پنهان کاری دارند. این اختلال نیز شامل دو نوع تخلیه کننده و غیر تخلیه کننده است.
در نوع تخلیه کننده، فرد از روش هایی مانند استفراغ کردن و استفاده از ملین ها برای جلوگیری از افزایش وزن و خنثی کردن اثر پرخوری استفاده می کند. اما در نوع غیر تخلیه کننده، امکان دارد فرد روزه بگیرد یا ورزش کند اما استفراغ نمی کند و از ملین ها و مترها استفاده نمی کند.
سن شروع این رفتار از چه سنی است؟
سن شروع، میزان شیوع، و تفاوت بین دو جنس بی اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی قبل از نوجوانی به تعداد قابل ملاحظه ای روی نمی دهد. با این حال، در برخی موارد اختلالات خوردن، مخصوصا بی اشتهایی عصبی راحتی در کودکان هفت ساله نیز شناسایی کرده اند. بی اشتهایی عصبی به احتمال زیاد در پانزده تا نوزده سالگی ایجاد می شود، پرخوری عصبی معمولا در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می شود. برخلاف این تصور اشتباه که اختلالات خوردن، مختص سنین جوانی است این اختلالات خوردن حتی در سنین سال خوردگی نیز مشاهده شده است. میزان شیوع بی اشتهایی در میان زنان تقریبا نیم درصد است و در مردان تقریبا یک دهم زنان است. بی اشتهایی عصبی ظاهرا در دهه های اخیر افزایش یافته است.
شیوع پرخوری عصبی در میان زنان تقریبا ۱ تا ۳ درصد است و در مردان یک دهم زنان است. به عبارت دیگر میزان شیوع این اختلال ها در واقع بسیار کم است. همان گونه که از آمارها پیداست، با این که اختلال های خوردن روی می دهد، در زنان بسیار شایع تر است، به طوری که اشاره شد، در ازای هر مرد مبتلا به اختلال خوردن، ده زن به آن مبتلا هستند.
علائم و آسیب های جسمانی و روانی مبتلایان
در افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی، موی سر و همچنین ناخن ها نازک و شکننده و پوست بسیار خشک می شود و موهای کرک مانند روی صورت، گردن، بازوها، پشت و پاها شروع به رشد کردن می کند. پوست خیلی از بیماران، مخصوصا روی کف دست آنها، به زردی متمایل می شود. در رابطه با سرما مشکل دارند و دستها و پاهای آنها اغلب سرد و کبود هستند. پوکی استخوان در بیماران مبتلا به بی اشتهایی روانی بسیار شایع است. به همین دلیل این بیماران مکررا دچار شکستگی و بدشکلی استخوان می شوند. به علت فشار خون پایین، احساس خستگی، ضعف و سرگیجه کمبود ویتامین نیز ممکن است وجود داشته باشد. حتی ممکن است افراد مبتلا به این اختلال از بی نظمی های قلبی بمیرند.
سایر آسیب های روانی که ممکن است با این اختلال مشاهده شوند: افسردگی و همچنین وسواس فکری- عملی از مشکلات شایع افرادی است که به اختلال بی اشتهایی و پرخوری عصبی دچار هستند. ترس از موقعیت های اجتماعی (برای مثال خوردن در جمع) نیز در این افراد وجود دارد. همچنین در افراد مبتلا به اختلال پرخوری عصبی و نوع پرخوری تخليه كننده ی اشتهایی عصبی، سوء مصرف مواد و الكل مشاهده شده است. در ضمن برخی از افراد مبتلا به این اختلالات دارای سابقه ی اقدام به خودکشی و مشکلات شخص عمیق (مانند شخصیت دوری جویا مردم گریز و کمال گرا) هستند.

علل اختلال های خوردن
- وراثت و عوامل زیستی
گرایش مبتلاشدن به اختلال خوردن در خانواده های این افراد جریان دارد.
خویشاوندان تنی افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی یا پرخوری عصبی، خودشان به میزان بالایی دچار این اختلال هستند.
همچنین وجود بی نظمی در نوعی انتقال دهنده ی عصبی به نام سروتونین، که اشتها و رفتار تغذیه را تنظیم می کند، در بروز این اختلال نقش دارد.
- تأثیرات همسالان و رسانه های گروهی
تحقیقات نشان می دهد فشارهای اجتماعی و معیارهایی که برای لاغری از طرف جامعه، گروه همسالان و همچنین رسانه های گروهی بر افراد اعمال می شود، نقش مهمی در بروز این اختلال دارند.
- خانواده
انعطاف ناپذیری، محافظت بیش از حد والدین، کمال گرایی، کنترل افراطی و اختلاف زناشویی بین والدین، نمونه هایی از رفتارهای نابهنجار رایج در خانواده های افراد مبتلا به این مشکلات است. به علاوه، بسیاری از والدین بیماران مبتلا به اختلال های خوردن در رابطه با رژیم گرفتن، تأکید بیش از اندازه بر لاغری و ظاهر جسمانی خوب دل مشغولی زیادی دارند.
- عوامل فردی
به همان میزان که فرد لاغر بودن را معیار جذاب بودن، محبوب بودن و شادبودن بداند، میزان احساس بدی که از اضافه وزن خود تجربه می کند بدتر است و در نتیجه سعی در کاهش وزن خود خواهد کرد.
یکی دیگر از عوامل فردی دخیل در اختلال خوردن، نارضایتی از بدن است. به زبان ساده تر، اگر نحوه ای که به نظر می رسیم را دوست نداشته باشیم، در این صورت احساس بدی درباره ی خودمان خواهیم داشت و سعی می کنیم وزن خود را پایین بیاوریم تا بهتر به نظر برسیم. از نظر تئوری های عمیق روان شناختی این نارضایتی از خود (که معمولا فقط هم درباره ی وزن نیست و این افراد در بر بخش های خود نیز احساس نارضایتی دارند، نشانه ی احساس یک خلاء درونی توسط انهاست که به نوعی فرد سعی در پر کردن آن خلاء به واسطه ی خوردن یا اشتغال ذهنی با خوردن و مقاومت در برابر خوردن است.
کمال گرایی (نیاز به این که اوضاع بی عیب و نقص باشد) عامل خطر مهم دیگری در بروز این اختلال است و افراد کمال گرا، معیارهای سرسختانه و دقیقی برای لاغری خود دارند که باید براساس آن عمل کنند.
- درمان اختلال های خوردن
بی اشتهایی
با توجه به آنچه گفته شد، طیفی از روش های درمانی بر حسب سبب شناسی برای این بیماران به کار می رود که عبارت اند از:
- دارودرمانی
معمولا برخی داروها از جمله داروهای ضد افسردگی در درمان بیماران مبتلا به اختلالات خوردن مفید تشخیص داده شده است. به نظر می رسد داروهای ضد افسردگی، خلق بیماران را بهبود می بخشد، حساسیت آنها را به شکل و وزن بدن کاهش می دهد و موجب تعدیل مشکلات خوردن خواهد شد.
- درمان شناختی- رفتاری
در این درمان بیشتر روی عقاید غیرواقعی و تحریف شده ای که در ذهن بیمار نقش بسته است تمرکز می شود. این عقاید بیشتر حول محور وزن، غذا و همچنین خود فرد می گردد (عقاید نادرستی از قبیل این که در صورتی که لاغر نشوم، افراد مرا طرد خواهند کرد)
- خانواده درمانی
درباره ی نوجوانان مبتلا به بی اشتهایی عصبی، اکنون خانواده درمانی به میزان بسیاری مورد استفاده قرار می گیرد. در خانواده درمانی، درمانگر با والدین در ارتباط است تا آنها کمک کنند بیمار دوباره خوردن را آغاز کند. درمانگر وعده های خانواده را مشاهده و والدین را ترغیب می کند درباره ی خوردن فرزند مانند یک تیم عمل کنند. بعد از این که بیمار افزایش وزن را آغاز کرد، به سوالات خانواده پرداخته می شود و در نهایت درمانگر به بیمار کمک می کند ارتباط مستقل تر و سالم تری را با پدر و مادرش برقرار کند
چند نکته راهنما
برخی نکاتی که اجرای آنها توسط خود فرد و خانواده در پیشگیری و درمان اختلال خوردن مؤثر تشخیص داده شده است، عبارت اند از:
- فرزندتان را به خاطر آنچه هست بپذیرید و تحسین و تایید کنید.
- ملاک شما برای تحسین فرزندتان همه ی نقاط قوت شخصيتش باشد، نه فقط تأکید بر ظاهر و زیبایی او
- غذا خوردن مناسب را تشویق کنید، نه رژیم گرفتن را.
- ظاهر واندازه ی بدن فرزندتان را با دیگر همسالانش مقایسه نکنید.
- نقایص ظاهری فرزندتان رابه سخره نگیرید ودر اواحساس شرم و گناه ایجاد نکنید.
- بیش از حد حمایت گر و سخت گیر نباشید و اجازه بدهید حس استقلال و تصمیم گیری در فرزندتان رشد کند
- فرزندتان را به خاطر رفتارهای نامناسب غذا خوردنش سرزنش نکنید و به تهدید و تنبیه متوسل نشوید، به جای آن سعی کنید نگرانی های خود را به او ابراز کنید (مثلا به جای ضمیر تو از ضمیر من استفاده کنید، برای مثال به جای اینکه به او بگویید: «تو خیلی بدغذا هستی»، بگویید: «من از این که به مقدار کافی غذا نمی خوری نگران سلامتی ات هستم.
- کمی دقت نشان می دهد مشکلات خوردن با استرس ها و مسائل روان شناختی ارتباط تنگاتنگی دارد. کنترل و پرداختن به آنها باید در خط اصلی درمان قرار گیرد.
برای اطلاعات بیشتر می توانید از کلینیک مشاوره در مشهد دکتر سعادتی مشورت بگیرید.


نظرات