295 بازدید ::: 12:00 ::: ۱۴۰۳/۰۱/۲۵

بررسی علل طلاق

طلاق هایی که در میان بزرگسالان و میانسالان بیشتر شایع است، طلاق به دلیل فوت همسر، مشکلات خانوادگی طرفین، مهاجرت به خارج از کشور، بیماری های صعب العلاج مگر طرف مقابل تحمل بالایی داشته باشد است.

از سوی دیگر، کهولت سن، مشکلات جسمی، روحی و روانی در پیری بیشتر به طلاق عاطفی و سپس طلاق و جدایی منجر می شود

به درخواست طلاق در مراجعان سنین بالا، «آشیانه و کاشانه خالی» می گویند. یعنی طلاق در میان زن و شوهری که به سنی رسیده اند که فرزندانشان ازدواج کرده اند، از کنارشان رفته اند، از نظر جنسی دیگر به یکدیگر وابسته نیستند و در حقیقت دیگر مسئله ای نیست که آنها را به ماندن در کنار یکدیگر مجبور و وادار کند. در این سنین تنها عامل نگهدارنده همسران پیر، «عشق» است. بیماری، نیازمند مراقبت بودن، کج خلقی و… در همسرانی که بین آنها مسئله را «عشق» نیست، موجب جدایی و طلاق می شود.

علل روان شناختی و جامعه شناختی طلاق

نقش خانواده به عنوان کوچک ترین واحد اجتماعی یا کارکرد های مختلف آن می تواند هم در جنبه مثبت آن یعنی ایجاد کانون ارامش و هم در جنبه منفی اش یعنی ایجاد آسیب اجتماعی بسیار مهم و تاثیر گذار باشد، بی شک بهداشت روانی نسل های جامعه در گرو تامین بهداشت روانی خانواده به عنوان یک کانون مملو  از محبت و ارامش برای تحول در رشد استعداد هاست که هر گونه آسیبی به آن، نسل آینده را از آثار و عوارض نامطلوب آن مصون نخواهد گذاشت.

با این وجود، بروز اتفاقات ناخوشایند از درون این نهاد اجتماعی، به شکل گیری پدیده طلاق منجر می شود که آثار مخرب آن در ابعاد اجتماعی بسیار زیاد بوده و ناهنجاری های اجتماعی بسیاری را ایجاد می نماید. متأسفانه روز به روز شاهد افزایش نرخ طلاق در جامعه هستیم، پدیده ای که منفور ترین امر در نزد خداوند متعال محسوب میشود و از آن به لرزش عرش تعبیر شده است. طلاق در واقع یکی از انواع گسیختگی در خانواده است که می تواند در چارچوب جامعه شناسی و روانشناسی خانواده مورد بررسی قرار گیرد.

در پیدایش این پدیده ناخوشایند خانوادگی و اجتماعی عوامل شناخته و ناشناخته ای دست به  دست هم داده و موجب ناسازگاری زناشویی و انحلال خانواده و بالارفتن نرخ طلاق در جامعه مخصوصا در جوامع شهری بزرگ می شوند. گاهی در بررسی عوامل تأثیرگذار بر پدیده طلاق، افرادی اظهار نظر نموده و از علت طلاق صحبت می کنند و به غفلت های خاصی در بروز این پدیده می پردزاند. مثلامشکل جنسی، سنت  و مدرنیته، انتظارات ومواردی از این قبیل..

در حالی که پرداختن به تنها یک مورد از این عوامل ماده انگاری است، چرا که بر اساس مبانی روانشناسی و اصول مذهبی عوامل متعددی در شکل گیری یک پدیده دخیل هستند و توجه به آن ها شرط ضروری مهار این عوامل است. برای مثال،می توان به عوامل متعددی همچون مخدوش بودن روابط جنسی، عدم کفویت همسران اختلافات اعتقادی، درک نکردن متقابل، مشکلات اخلاقی و رفتاری بی علاقگی و خیانت اشاره کرد. البته شاید یک عامل اصلی دلیل طلاق باشد اما بررسی ها نشان میدهد که رضایت نداشتن طرفین از یک بخش از زندگی، سایر بخش های زندگی را تحت الشعاع قرار داده و می تواند در مجموع عوامل بسیاری را در زمره دلایل این پدیده قرار داد. بنابراین واقع بینانه ترین نگاه به طلاق این است که از تأکید بر یک علت خاص پرهیز کنیم و به دلایل بپردازیم. در ادامه به عوامل اصلی دخیل در پدیده طلاق اشاره می کنیم که این عوامل گاهی بستگی به ناحیه یا منطقه اقلیمی پررنگ تر از سایر عوامل است. برای مثال، در یک منطقه اقلیمی ممکن است عاملی مثل رسوم و سنت های آن قبیله مهم تر از سایر عوامل باشد و تخطی از آن به طلاق منجر شود.

عوامل مؤثر بر شکل گیری پدیده طلاق در خانواده ها

به طور کلی، این عوامل به عوامل اقتصادی اجتماعی، فرهنگی، فردی و شخصیتی تقسیم می شوند که شامل موارد زیر هستند. این عوامل از میان مصاحبه با خانواده ها، همسران و مسئولان دادگاه های خانواده تهیه شده است

مشکلات اقتصادی (فقر، بیکاری، بدهکاری، ورشکستگی درآمد پایین و نپرداختن نفقه)

همدیگر و بدین ترتیب بی تفاوتی به انتظارات طرفین ناآگاهی از ویژگی های

نپذیرفتن ویژگی های رفتاری یکدیگر یا کنار آمدن با آن ها و انتقاد و ارزیابی یکدیگر صرفا براساس معیارهای شخصی

احساس تحمیل عقاید و نداشتن حق انتخاب و تصمیم گیری (مرد یا زن سالاری)

تفاوت های فرهنگی، مذهبی، اعتقادی

ابتلا به اختلالات روان شناختی مانند افسردگی، اضطراب شدید، بدبینی و سوءظن

اعتیاد

خیانت، ازدواج غیابی مرد، ازدواج موقت مرد، تهمت وفحاشی، روابط جنسی نامشروع

ارضا نشدن نیازهای عاطفی، مادی و جنسی

طولانی شدن دوران نامزدی

دخالت خانواده ها و حتی آشنایان

تفاوت سنی زیاد و یا ازدواج در سنین پایین

انتخاب سریع و عجولانه

ازدواج به دلیل فشار والدین و اطرافیان

اشتغال زیاد همسران

توقعات یا انتظارات بیش از حد از یکدیگر

میزان مهریه

سابقه ارتباط و دوستی با جنس مخالف پیش از ازدواج

اختلاف همسران در شیوه های تربیتی فرزندان

وجود مشکل در یکی از طرفین برای فرزند دار شدن

مشکلات قانونی مانند بازداشت یا زندانی شدن به دلایلی مانند اختلاف، دعوا، دزدی یا اعتیاد

بیماری های جسمی

اختلاف سطح تحصیلات و درآمد همسران

تعصب و انعطاف ناپذیری

نداشتن تعهد به قول های یکدیگر پیش از ازدواج

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *