440 بازدید ::: ۴:۰۹ ::: ۱۴۰۰/۰۳/۲۲

افسردگی آقای مشاور – پارت سوم – عینک آقای مشاور

افسردگی آقای مشاور – پارت سوم…. عینک آقای مشاور 

عصر بخیر… ی روز ی یارو می ره پیش روانشناس… روانشناس تشخیص می ده که این بابا اگر همه چیز رو سبز ببینه حال دلش خوب میشه و همین رو به طرف میگه…یارو میاد خونه و چون وضع مالیشم خوب بوده دستور می ده که اول خونه رو رنگ سبز کنند… بعد ماشین رو.. بعدم مثلا حیاط خونه و جاهای دیگه رو… و بعد ی مدت حالش خوب خوب خوب میشه…

درمان سخت، درمان آسان؟؟ براستی کدامیک؟

خلاصه بعد ی چند ماهی با حال خوب میاد پیش مشاورش واسه تشکر.. میگه دکترجان دمت گرم با تشخیصت… خیلی درمان خوب و عالی بود و حالم خیلی عالی شد فقط ی ایراد داشت که خیلی گرون بود درمانش… کلی هزینه کردم… روانشناس عینکش رو ی جابجا می کنه و می گه اتفاقا این ارزون ترین درمان عمرم بود.. یارو جا می خوره و میگه چطور مگه؟؟ من کلی هزینه کردم… خونه ماشین در و دیوار.. همه رو سبز کردم…. مشاور میگه عینک… عینک جانم.. به جای اینکه این همه خرج کنی و در و تخته و … رو اکی کنی، یه عینک سبز می گرفتی میزدی به چشت صاب مردت.. اونوقت همه جارو سبز می دیدی….داستان عینک داستان خیلی از ماهاست که تو بیرون از خودمون دنبال آرامشیم… 

ماشین؟! خونه؟ پول؟! پارتنر؟! همسر؟! دقیقا مشکل حال بد من کدوم یکی از این هاست؟

راستش خیلی هامون وقتی ازمون می پرسن چته؟؟!! می گی والا چم نیست…. خونه…ماشین… بورس… کوفت.. درد… زهر مار… هیچ چی سر جاش نیست… داستان این روزای ما هم همینه… به جای اینکه از درون چیزی رو تغییر بدیم، به در و دیوار و ماشین و … گیر می دیم و همش همین هارو عوض می کنیم…و فکر می کنیم مشکل ما این هاست… سالی چند بار مبل هارو عوض می کنیم؟ رنگ خونه رو؟ نوع ماشین رو؟ باور کنید وقتی حال دلت خوب نباشه مهم نیست چه ماشینی تو گاراژ پارک … خونت کجای شهره و چه میزان پول تو حسابته… آنچه بسیار بسیار مهمه اینه که تغییر باید از درون صورت بگیره … نه از بیرون…

پس گام به گام با من بیاین تا از درون شروع کنیم به تغییر…

عینکت رو بزن به چشمات… دوست داری عینک مورد علاقت چی باشه؟ دوست داری دنیارو چطور ببینی؟ اصلا حواست به آرزوهات هست؟ رویاهات؟؟ همش همین بود؟ زندگی تموم؟

شما رو نمی دونم ولی زندگی خیلی به من بدهکاره… خیلی خیلی… خیلی سالهایی از من گرفته ولی منم دارم براش… ی جا… ی روز… ی شب… زندگی باید دینش رو به ماها بده.. شاید تا الانم درست ازش نخواستیم… پس با من همراه باشید با باقی داستان…

 

نظرات

4 نظر برای “افسردگی آقای مشاور – پارت سوم – عینک آقای مشاور”

  1. فرشته گفت:

    مخلصیم اقای مشاور…
    دمتون گرررم…
    چقدر به دلم نشست…
    زندگی خیلی خیلی به من بدهکاره..باید دینش رو بده…دقیقا ..دقیقا..قطعا و حتما..
    بازم دمتون گرم…

    1. admin-payesh گفت:

      درود و ادب…. ممنون از توجهتون… باید طلبمون رو از زندگی نقد کنیم… پس با قدرت به پیش…

      1. سید سروش سیدی فرد گفت:

        نقد ارزش هر شیء ای، آن مقدار از عمر من است که صرف توجه به آن شیء می کنم.

  2. سید سروش سیدی فرد گفت:

    سلام آقای دکتر سعادتی ، بله حتماً مقالات و نوشته های شما را فرصت میزارم و میخونم .
    یقیناً برای من به شخصه مفیدِ واقع خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.